همه را دوست مي دارم ...
هم او را كه ما را مي بيند و انگار كه
نمي بيند ، هم او را كه تنها به نامي از او دلخوشيم ، هم او را كه خداحافظ ما را مي شنود و نمي شنود و هم او را كه سلام ما را شانه مي اندازد بالا !
حتي هم او !
گر چه مي دانستم كه او حتي با خود خود هم نيست ... چه رسد با من من!
او را هم از صميم قلب دوست دارم ...
چرا كه خاطره هاي قشنگ و زخمي اين دل نامراد ، با او همه بسر شد ...
همه را دوست مي دارم ...
حتي پاره هاي تنم را ، كه خطاها و پريشانيهاي مرا در مي گذرند و
مي بخشند
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۸۷ ساعت 19:34 توسط مهتاب
|
سلام به همه دوستان